blog*spot
get rid of this ad | advertise here
-->

                                                                        ششري 

 

 


 
 

خانه

ايميل    

 

 


 

ميم

ديزي   

شهر هشتم   

سوته دل

سارا درويش

روتوشباشي

آرش semiadam

كافه كلمه رضا

بابك

کاوه

همين و تمام

شاید وقتی دیگر

يوونتوس - يووه

پادساعتگرد

۳۰نما

هذيان

آتش

مامان

نيلگون

وبلاگستان

شوكا

 

 


آرشيو


 


Gardoon Persian   
  
Templates

[Powered by Blogger]

 


 

Saturday, May 06, 2006

  ||  8:01 AM

Tuesday, May 02, 2006

  ساعت هنوز چهار هم نشده
روی بالاترین سکوی اینجا می شینم
گنجشک ها مشغول آواز
درخت ها در رقص
و باز
غرق رویا

...

دلم با این رویا
موسیقی رکوییم موتسارت می خواد

گنجشک کوچکی روی کتاب من می نشیند
اشک ها را که پاک می کند
تو می آیی
تو
و یک دنیا نور
تو
و گرمای حضور
تو
و پایان تاریکی روزهای همیشه سرد

....

دیگر رویا نیست
نه تو
نه گنجشک
نه گرما
...
من و تاریکی من


شرمین – فرهنگسرای نیاوران
قبل از " درام های زندگی "

***********

حتی می توان شب ها را جاودانه کرد
حتی می توان تنهایی ها را کشت
- من و این همه یاد تو –
حتی می توان خورشید را دید
حتی می توان تا خانه دوید
حتی می توان پته تیک بتهوون را یک ساعت پشت پیانو زد و خواند
حتی می توان ماند

اگر تو باشی
حتی می شود لبخند ِ شرمینی را باز به خاطر سپرد

باش

شرمین – پشت پیانو –
بعد از " درام های زندگی "

***********

صرفا جهت اطلاع تئاتریا
درام های زندگی پیشنهاد می شه !
هفت بعد از ظهر – فرهنگسرای نیاوران

کارگردان : بابک محمدی
بازیگران : احمد ساعتچیان !
افسر اسدی
مائده طهماسبی
مریم سعادت
...

بریم ! ( منم میام ! )
  ||  10:13 PM

Friday, April 21, 2006

  چشمهامومی بندم و تصمیم می گیرم.
عشق خاک خورده ی قدیمی ام رو از ته صندوق بیرون میارم و با یه فوت گنده همه ی خاکاشو می برم.
با این که می دونم بزرگ ترین اشتباهه پا پیش می ذارم.
با این که می دونم فقط همین یه روز می بینمش و بعد میره و پشت سرشو نگاه نمی کنه با دستای سرد ولی قدمای قاطع به سمتش میام.
با این که می دونم ته دلش من هیچ کجا جایی ندارم تمام حس کودکانه قدیم رو براش بازگو می کنم.
دروغای کوچیک می گم تا دوستم داشته باشه.
به شوخی های معمولیش از ته دل می خندم تا خندون به نظر بیام.
و در دام می افته!
با این که می دونم اشتباهه مقاومتی نمی کنم.
چشمام رو بسته نگه می دارم و فقط آرزو می کنم.
...
صبح که از خواب بیدار می شم می بینم همه شو خواب دیدم.
هیچ اتفاقی نیفتاده....
می دونستم که به رویاها هم نمی شه اعتماد کرد..... حتی رویاهای کودکی!



پیاده سرازیزی هرمزان رو می رم و موسیقی محبوبم رو زمزمه می کنم .

Goodbye My Lover
by James Blunt



Did I disappoint you or let you down?
Should I be feeling guilty or let the judges frown?
'Cause I saw the end before we'd begun,
Yes I saw you were blinded and I knew I had won.
So I took what's mine by eternal right.
Took your soul out into the night.
It may be over but it won't stop there,
I am here for you if you'd only care.
You touched my heart you touched my soul.
You changed my life and all my goals.
And love is blind and that I knew when,
My heart was blinded by you.
I've kissed your lips and held your head.
Shared your dreams and shared your bed.
I know you well, I know your smell.
I've been addicted to you.

Goodbye my lover.
Goodbye my friend.
You have been the one.
You have been the one for me.(x2)

I am a dreamer but when I wake,
You can't break my spirit - it's my dreams you take.
And as you move on, remember me,
Remember us and all we used to be
I've seen you cry, I've seen you smile.
I've watched you sleeping for a while.
I'd be the father of your child.
I'd spend a lifetime with you.
I know your fears and you know mine.
We've had our doubts but now we're fine,
And I love you, I swear that's true.
I cannot live without you.

Goodbye my lover.
Goodbye my friend.
You have been the one.
You have been the one for me.(x2)

And I still hold your hand in mine.
In mine when I'm asleep.
And I will bear my soul in time,
When I'm kneeling at your feet.

Goodbye my lover.
Goodbye my friend.
You have been the one.
You have been the one for me.(x2)

I'm so hollow, baby, I'm so hollow.
I'm so, I'm so, I'm so hollow.(x2)

حالا باز
از همه ی رویاها و خیال هام که دور می شم
سایه ی تو پررنگ تر از همیشه
بر زندگی من افتاده.....
و تو
حتی وقتی که نیستی ماندگار در کنارم حس می شی
تو
شیرین تر از همه ی خیال ها
- بی اینکه فکرشم بکنی –
" تو " ی تمام ثانیه هایی
...
سالهاست .....
  ||  11:10 PM

Saturday, April 08, 2006

 
از اونجایی که من بی کار نمی شینم در سال جدید هم عشق جدید خودمو تثبیت کردم !!! البته چند ماهه ... ولی خیلی خوبه ! شدیدا پیشنهاد می شه !
D:


http://eur.news1.yimg.com/eur.yimg.com/xp/wenn/20051223/15/321007697.jpg


Wise Men - James Blunt


She said to me,
"Go steady on me.
Won't you tell me
what the Wise Men said?
When they came down from Heaven,
Smoked nine 'til seven,
All the shit that they could find,
But they couldn't escape from you,
Couldn't be free of you,
And now they know there's no way out,
And they're really sorry now for what they've done,
They were three Wise Men just trying to have some fun.

"Look who's alone now,
It's not me.
It's not me.
Those three Wise Men,
They've got a semi by the sea.
Got to ask yourself the question,
Where are you now?

Really sorry now,
They weren't to know.
They got caught up in your talent show,
With you pernickety little bastards in your fancy dress,
Who just judge each other and try to impress,
But they couldn't escape from you,
Couldn't be free of you,
And now they know there's no way out,
And they're really sorry now for what they've done,
They were three Wise Men just trying to have some fun.

Look who's alone now,
It's not me.
It's not me.
Those three Wise Men,
They've got a semi by the sea.
Got to ask yourself the question,
Where are you now?

  ||  3:01 PM

Sunday, April 02, 2006

  سیزده دروغ سیزده !
1.من بالاخره تونستم لیسانس ریاضی کاربردی مو بگیرم.
2.من موفق شدم مدال خلاق ترین دانشجوی دنیا رو به گردن بندازم.
3.دانشگاه ما به عنوان مرکز فعال گسترش فرهنگ موسیقایی در خاور میانه شناخته شد.
4.تست اعتیاد یکی از استادامون – که نام نمی برم – منفی بود.
5.آخر داستان یکی دیگه از استادامون جهان عزیز رو صیغه ی 99 ساله کرد.
6.من و ثمین قطعه ی جدیدی برای همنوازی انتخاب کردیم.
7.دل پیرو از استاداسدی به خاطر زحمات فراوونی که در عرصه فوتبال کشید قدردانی کرد.
8.خرمگس به عنوان مفیدترین حیوان انتخاب شد.
9.موبایل همه ی بچه ها سر کلاس هارمونی خاموش بود.
10.آن کس که بدو رای؛ خریدارم هست – آن کس که خریدار؛ بدو رایم هست
11.سکانس پایانی شب های روشن ، پسره نیومد !
12.کنسرتو پیانوی یکی از استادای مذکور رو من توی تالار وحدت اجرا می کنم .
13.انرژی هسته ای ... !!!
  ||  12:04 AM

Monday, March 27, 2006

  آجرهای خانه ی بهشت مان را
روی هم می گذاریم
گلهای بهشت مان را آب می دهیم
در رودخانه ی بهشتی مان
آب تنی می کنیم
و برای خود خاطره ای تا ابد
می سازیم
ای لبخند تو نور هر آن من
شب هایم را روشن کن !
سلام !
  ||  7:36 PM

Thursday, March 23, 2006

  تو
" یا مقلب القلوب و الابصار " ی
تو
" یا مدبر اللیل و النهار " ی
تو
" یا محول الحول و الاحوال "ی

حول حالنا الی احسن الحال

***********

اي توبه ام شكسته از تو كجا گريزم ؟
اي در دلم نشسته از تو كجا گريزم ؟
اي نور هر دو ديده بي تو چگونه بينم ؟
وي گردنم ببسته از تو كجا گريزم ؟
اي شش جهت ز نورت چون آينه ست شش رو
وي روي تو خجسته از تو كجا گريزم ؟
دل بود از تو خسته جان بود از تو رسته
جان نيز گشت خسته از تو كجا گريزم ؟
گر بندم اين بصر را ور بگسلم نظر را
از دل نه اي گسسته از تو كجا گريزم ؟

***********

روبروی هم می شینیم
راست توی چشمای هم نگاه می کنیم
و چیزی رو که می بینیم می کشیم
تو تمام روز را نقاشی می کنی
....
ماه بالا آمده
و کاغذ من همچنان سفید است
  ||  1:04 AM

Tuesday, March 14, 2006

  من
بیهوده چشم انتظار معجزه ی موسیقی
نشسته ام

چه فریادی ؟
صدایی نیست

" کجاست یاری کننده ای
که مرا یاری کند "

اینجا
هوا
سرد
سرد
سرد
....
دستان تو کجاست ؟

می آیی
وعده از بهشت می دهی
و اشک های جاری من را
می خشکانی

به هر لبخند تو
نذر یک بوسه می کنم
باد نوید وصال می دهد

و من آیا در این تاریکی
دلتنگ صدای تو
خواهم مرد ؟

خواهم مرد ؟

موسیقی ما می نوازد
اینجایی انگار

مرا هراسی نیست دیگر
زمزمه می کنم نوای تو را
و به یاد وعده بهشتت
قد می کشم
رهایی نزدیک است
پرواز .....
به سوی تو
  ||  12:24 PM

Tuesday, March 07, 2006

  جاودانه می شوی

گام هایت به کام من است
این بار
- ساده و به سوی من -
چراغ بر دست گرفته ای
و راه پر خطر را ایمن می سازی
حضورت صدای آرامش است
مثل مهتاب در شب بی ابر

شوستاکوویچ خرمگس می نوازد
و من بوی بهشت را حس می کنم
که در این نزدیکی است
خوش بینانه ترین رویا هایم
چنین پر موسیقی و آرامش نبود ...

حرف ناگفته من
مبادا که بخوانی
لعنت به چشم های من
که پر است از نفس های عشق تو
چشمهایم را نبین

آهنگ مرا با ساز می زنی
خطی که نت هایش
جز به یاد تو خلق نشده
شانه هایم
در آرزوی دستان تو
سجده می کند

بیا .....
  ||  10:11 PM

Friday, March 03, 2006

  صبح

پشت پیانو می نشینم
و آهنگ محبوب ما را می زنم
سایه ات بر انعکاس نور در سطح سیاه ساز نمایان می شود
- می خندی …. آرام و دلنشین -
بر که می گردم کسی نیست
…..

شب


خون بالا می آورم
دستانم سرد
سرم گیج
نفسم نا پایدار
بی قرار

در حال احتضار
نامت را فریاد می کنم
دستانت را برای گرما
نوازشت را برای آرامش
بارها فریاد می کنم

گرم و آرام می کند یادت مرا

کاش فردا بیدار شوم
کاش نمیرم
تا لذت تکرار نامت – یادت –
با من بماند



دوستانی که در این نزدیکی اند .....
  ||  12:36 PM

Thursday, February 23, 2006

  نگاهت در چشمانم که می افتد
دلم سقوط می کند
دستانم سرد می شود
نفسم می لرزد
و قلبم به تپش می افتد
می گویند
خاصیت عشق همین است

رد صدایت
بر پیشانی قلب من مانده
...
اینجا بیا .....
  ||  10:18 PM

Saturday, February 04, 2006

  ای صدایت آرامش این روز های سخت و سرد
حرف بزن برایم
تا روحم از این زندان پر لجن رها شود
حرف بزن برایم
تا اشک هایم توان جاری شدن را بازیابند

ای نگاهت مرهم این زخم های زرد
ای نگاهت آرام جان
ای نگاهت نوازش روح ضرب دیده
ای نگاهت پناه گاه دردها
به دادم رس
که بس بی پناهم
بیا اینجایم ....
  ||  11:02 PM

Monday, January 09, 2006

  پرلود برای پیانو - سعید خرمشاهی

مسافر آرام می آید
از پس این روز های سرد تاریک
با چمدانی پر عشق
می آید
***********
دست من برای گرمای دستش
بی تاب مانده بود
کجا بودی این روز ها
به جز رویا و خیال شبانه روز
...
دلتنگ حضورت بودم
اسبت را زین کن
این جا جای ماندن نیست ....
***********
در ابتدا کلمه بود
و کلمه نزد خدا بود
و کلمه خدا بود

در ابتدا موسیقی بود
و موسیقی نزد خدا بود
و موسیقی خدا بود

در ابتدا عشق بود
و عشق نزد خدا بود
و عشق خدا بود

در ابتدا ...
  ||  9:27 AM

Monday, January 02, 2006

  قدم هام آرومه
ولی قلبم تند می زنه
می دونم که امشب
خواب بر من حروم می شه

یاد شعر دیشب می افتم
...
ای خوش آن روز که در بازی شطرنج دلت
شاه دل بودم و با کیش رخت مات شدم
...
قانون ها رو به خودم یادآوری می کنم
زنگ رو فشار می دم
...
حالا باز گرما
باز موسیقی
باز تو
...
چقدر حس اینجا قشنگه
چقدر شب خوبیه
چقدر رویاست
کاش کسی بیدارم نکنه
...
نبرد نا برابر
جدال نا تمام
...
و حالا
او در مقابل
تو در کنار
...
گرمای تنت نزدیک
آوای موسیقی اش آشنا
...
دسته گل برای او
...
شام بدون او
با تو
- با یادش -
با تو

با تو
سنگک داغ و کباب
در این سرمای سرد
با صدای زمزمه تو می چسبد
بخوان ....

حالا
قدم هام تنده
ولی قلبم دیگه نمی زنه
نه تو
نه اون
نه .....
لعنت بر خاطره ها ....
  ||  10:36 PM

Tuesday, December 27, 2005

  کنارم نشسته ای
دستت
با صورتم که آشنا می شود
زمان تا همیشه می ایستد
لحظه را جاودانه می کنم
- چشم می بندم -
سه
دو
یک
...
کات

..........

این حس هنوز
خاک را از خاطرات می دزدد
تو اینجایی ....
  ||  9:19 AM

Thursday, December 22, 2005

  اسمش خداس
مهربونه ... ولی خیلی حرف نمی زنه

دیروز براش یه سبد سیب فرستادم
تا اگه یه نفر دیگه از سیباش خورد
عصبانی نشه
بیرونش نکنه

شب به رویام که اومد دیدم
داره سیب می خوره
لبخند می زنه
نگاش که کردم
چشمامو بوسید
صبح نگاهم پر از عطرش بود

***********
دوری
بی آنکه بدانی
رد انگشتت
سالهاست
روی قلب من مانده
کاش
یا پاکش کرده بودی
یا مانده بودی

برگرد
و بمان
تو
تو که ترانه هایم
برایت شروع شد
هنوز
یادت بر گلو گاه
با هر نفس
پنهانی
تازه می شود
...
ماندنی شو
  ||  11:21 PM

Monday, December 12, 2005

  I give her all my love …..

می نویسی
و من می خوانم
با دسته ای سرخ به رنگ گرمای شب
عطر جستجو می کنی

کاش کسی اینجا بود
کسی که می دانست
سرمای دستان من
برای چیست

دوست دارم
هنوز
به سان این سالیان خاکستری
صبح ها را به یادت روز کنم
و شب ها را به خاطره بسپارم به یاد تو – همراه –

کسی چه می داند
راز دل من حتی
خویشتن نمی دانم
3
2
1
کاش کسی اینجا بود
کسی هست ؟
  ||  12:07 AM

Wednesday, December 07, 2005

  رسیتال پیانو - رافیک میناسکانیان - فستیوال موتسارت - تالار وحدت

در آلوده ترین نیمه شب سال
با نسیمی که بوی دودش فضا را پر کرده
در کنار آوایی که جز بوق و ماشین نیست
در زیر مهتابی که پیدا نیست
راه می رویم
و موتسارت زمزمه می کنیم
حرف می زنیم
و موتسارت زمزمه می کنیم
شام می خوریم
و موتسارت زمزمه می کنیم
راه می رویم
و موتسارت زمزمه می کنیم
آرام جدا می شویم
باز موتسارت زمزمه می کنیم

رویایت یک آن
رهایم نمی کند
- با صدای زمزمه موتسارت -

تو منبع نوری
و من
انسانم آرزوست ....
هنوز صدای زمزمه ات اینجاست

دل تنگ سونات لا ماژور
سحر بیدار می شوم
پشت پیانو می نشینم
و آرام ساز می زنم
- سونات لا ماژور -
چرا صورتم غرق اشک شده
نمی دانم ....
کاش باز
روزی
راهی
جایی
زیر مهتابی که پیدا نیست
و
دود و بوق و ماشین
مجالی باشد
تا موتسارت زمزمه کنیم

___________
m&m قرمز رنگ برای تو
  ||  10:47 PM

Sunday, December 04, 2005

  ببخشید ! ولی من می خوام قطعه مو دوباره بزنم ! حتی اگه شما نفهمید چه آشغالی تحویل دادم !

_________________________________________________

سرم گیج می ره
سرما چشمام رو تار کرده
لرزش دستام دیوونه ترم می کنه
اشک هام سرازیر می شه
همه حرفا برام کابوس ترینه
نگاه ها حالمو به هم می زنه
فریاد ها مثه پتک توی سرم می خوره
اینجا خود جهنمه

***********

تو میای
اشکها رو می بری
و در افق روشن
رویای پیدا رو
نشونم می دی

رنگین کمان ....
شاد ...
روشن ...
لبخند ...
  ||  11:27 PM

Sunday, November 27, 2005

  صدایی همیشگی برای تو
همین جا می گویم
you are My Immortal Beloved
تو
که خاطرت هر شب
کنار من می ماند
تا آمدن خواب به چشمان من
آن گاه رویا ...
  ||  11:16 PM

Monday, November 21, 2005

  Mazurka Op. 6 No. 1 - F. Chopin

در سرد تر ین روز سال
همگام با هم
رویایی می سازیم
از جنس تمام خوبی ها
- از جنس تو -

راه می رویم
و مازورکا را
با صدای بلند می خوانیم
بی آن که نگاه غریبانه دیگران
صدایمان را بی صدا کند

می نشینیم
و در آتش سرخ دستان من
خود را گرم می کنیم

رویا می سازیم

نیم شب که می آید
بعد از شب ها
به رویا می آیی
و این بار
- رویا همان رویا ست -
پیش خود آرام می گویم
دیشب جاودانه تر بود

نا ممکن ممکن شد

اینجایی

صدایی آرام :
کسی
- دوستی شاید -
مازورکای ما را می نوازد
  ||  7:39 AM

Monday, November 14, 2005

  این بار نوبت توست
که گامهایت را هم اندازه کنی با رفتن من
نترس !
جایت نمی گذارم
- جا گذاشتنی نیستی ! -

تا چشمانم به سیاهی جاده خشک نماند
مدام می گویی
می خوانی
بارکارول را زمزمه می کنی
باز با هم در سرازیری پهلوی بلند می خوانیم
و باز تو را همان جای همیشگی به خدا می سپارم

و باز تنها جدا می شوم
با حضورت در خاطر

علی ....
نیستی ببینی
چطور او را بالاخره جاودانه کردم
ما ی ما همیشگی است ....
ماندنی .....

***********
از امروز
هر ضربه من به شستی پیانو
راهی خواهد بود تا انسان تر شدن
تا سپیدی
تا نور
تا تو
تا رسالت موسیقی
تا تو
تا من
  ||  6:11 PM